تبليغات| شارژX
معماری سما

معماری سما

لوکوربوزیه

 



معماری



لوکوربوزیه

بنام یگانه معمار هستی

 

دانشگاه آزاد مهاباد

 

 

تحقیق در باره معمار لوکوربوزیه

 

نام استاد:

 

دانشجو:

 

 

تابستان 86

                 مقدمه:

بسیاری از نمونه های آوانگارد معماری مدرن از جمله «ویلا ساوای» لوکوربوزیه یا «فارنس ورث» میس وندر روهه، علاوه بر اینکه نماد معماری مدرن هستند به الگو های کار بردی در عرصه جهانی تبدیل شدند. مساله ای که این نمونه ها را شا خصیت می بخشد تجلی روح زمانه ای است که در آن دوران ساخته شده اند و وابستگی خاصی به زمینه های فرهنگی موجود در آنها دیده نمی شود. این معماران بر اساس زمان و تفکر طراحی کرده اند، نه بر اساس فرهنگ و مکان و دغدغه اصلی آنها ایجاد منبعی برای تاکید بر نقض الگو های تاریخگرایانه بوده اند.
با وجود چنین نمونه هایی کار بران در تمام دنیا راههای جدیدی برای پیشرفت و همزمانی با عصر جدید یافتند. معماری مدرن و اصول آن در واقع نتیجه تغییر و تحول در یک دوره بخصوص در کشورهای صنعتی و در عین حال خود، ایجاد کننده تحول(به عنوان اسباب و ابزار) در جوامع در حال توسعه بودند. اما در بسیاری از موارد فقدان منابع محلی، استفاده از مصالح ناسازگار با منطقه، روشهای مختلف اجرا و فقدان صنعت استاندارد، باعث خلق الگوهای خاص محلی شد و در واقع منجر به بومی کردن معماری مدرن شد. به این ترتیب معماران بدون توجه به الگو ها ی معماری مدرن شروع به ابراز اظهارات خود کرده و روح زمان را با تبعیت از روح مکان اساس تفکرات خود قرار دادند. لوییس براگان یکی از اولین معمارانی بود که مفهوم «مدرنیته بومی» را در خانه شخصی خود تجربه کرد و روش زندگی مکزیکی را با همان کیفیت نور، رنگ و مصالح به کار گرفت.
متاسفانه نمونه کار او یک استثنا در طی این روند بود، بعدا معماری پست مدرن به عنوان یک جریان متقابل با استفاده از الگوهای تاریخی و نوعی باز گشت به گذشته موجبات رد بسیاری از دستاورد های مدرنیته را فراهم اورد. طی چنین موجی از اصول محافظه کارانه، گونه شناسی به عنوان یک الگوواره جدید مطرح گشت و دوباره بحث بر سر مفهوم سکونت معاصر و راههای جدید برخورد با آن، با تاکید بر میزان تاریخگرایی، آغاز شد.(استفاده مجدد از الگوهای ممنوعه تاریخی، زبان به عنوان یک متن معماری،و بیانهای تصویری نمادین)، نمونه هایی از این کارها عبارتند ازکارهای مایکل گریوز و طراحی مجدد کلاسیک خانه شخصی اش یا ونچوری و استفاده از نمادهای بومی آمریکایی در خانه مادرش. این در واقع تغییری در الگو ها بود نه یک تجدید نظر عمیق و مفهومی در مورد ساخت خانه. (در این دوره روح مکان بر روح زمان غلبه می یابد.)
در طی مسیر تاریخ معماری در مدت زمان کوتاهی سبک دیکانستراکشن ، ارزشها و نکات مهم سبک مدرن را دوباره مطرح کرد. از دیدگاه پروژه هایی مثل «ویلا دالاوا» اثر کولهاس که شامل پرداختن به حد و مرز درون و بیرون در فضاهای خصوصی و عمومی است یا خانه های «مینیمال» گروبان با استفاده از مصالحی مثل مقوا یا بتن پس تنیده، اصول زیبایی شناسی مدرن به نقاط عطفی از لحاظ بصری، زیبایی و حس فضایی دست یافت.
چنین تفکراتی با برگزاری نمایشگاهی در مرکز هنرهای نیویورک با نام «
The Un-Private House» توسعه پیدا کرد.در این نمایشگاه دیدگاه های جدید معماران برای طراحی خانه در پایان قرن بیستم جمع آوری شده بود. بسیاری از این پروژه ها بخاطر داشتن روش های متنوع در روند شکل گیری انعطاف پذیرشان و تلاش برای طراحی روابط داخلی خانه با هدف ایجاد ارتباط مناسب با کاربران، مورد توجه قرار گرفتند.
به این ترتیب در پایان قرن بیستم، آینده واقعی طراحی خانه و قابلیتهای آن کم کم مورد سوال و تامل خاص قرار می گیرد. از دیدگاهها و تصورات گوناگون چنین بر می آید که جوانب مختلف مفهوم طراحی خانه که قبلا به آنها پرداخته نمی شد دوباره مورد نقد و توجه قرار گرفته است.
جالب این است که گفته می شود ،این یافته ها بیش از تجسمات متداول قرن پانزدهم مثل «خانه آینده» که در آنها آینده ای روشن از خانه به عنوان یک اسباب راحتی در نظر گرفته شده است ،نیست و یا طرح های آرچی گرام که از اولین گروهها یی بود که در طراحی به مساله فرهنگ و پاپ آرت همزمان توجه کرد و علاقه مند به پرداختن به محدودیت های فضایی، آرگونومیک و ارگانیک و تاثیر آن بر شهر و بخصوص طراحی خانه بود. (بصورت مباحث تئوریک که هیچکدام از پروژه هایشان اجرا نشد.)
اخیرا و طی تمایلات موجود، اتفاق سالانه آرچی لب، توجه عمیقی به مبحث سکونت و تغییرات فاحش در آن داشته و امیدوار به یک سیر تکاملی از یک جهان کوچکتر و محدودتر، مثل امروز، به نمونه ای کاملتر و فراگیر است.                     

 

لوکوربوزیه



لوکوربوزیه ( 27 آگوست 1965 – 6 اکتبر 1887) ، اسم مستعار چارلز ادوارد ژان نرت- گریس(Charles Eduard Jeanneret-Gris) است . او یک معمار معروف بود که با سبکی که امروزه سبک بین المللی نامیده می شود به همراهی لودویگ میس واندر روهه ، والتر گروپیوس و تئو وان داربورگ کار می کرد . او همچنین در طراحی مبلمان دستی داشت .



لوکوربوزیه در لشودفوند (La Chaux-de-Fonds) ، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس ، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد . لوکوربوزیه علاقه ی زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه ، که معلم یک مدرسه ی هنرهای زیبای محلی بود و خود در بوداپست و پاریس درس خوانده بود ، به آموختن مبانی هنر پرداخت .
اولین خانه هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند ، مانند ویلا فالت (Villa Fallet) ویلا شوآب (Villa Schwob) و ویلا ژان نرت ( این خانه ی آخر را برای پدر و مادرش ساخته بود) . این خانه ها یادآور سبک معماری رایج ، منطبق بر طبیعت کوه های بومی در آن منطقه ، یعنی رشته کوه های آلپ بودند .

لوکوربوزیه دائما ً برای فرار از محدودیت های حاکم در شهرش ، به دورتا دور اروپا سفر می کرد . در حدود سال 1907 به پاریس رفت . در آنجا در دفتر یک فرانسوی پیشگام تولید بتن تقویت شده ، به نام آگوست پرت (August Perret ) کار پیدا کرد . بین اکتبر 1910 و مارس 1911 برای پیتر بیرنس معمار و طراح معروف آن زمان – در نزدیکی برلین کار کرد و در آنجا با لودویگ میس واندر روهه ی جوان ملاقات کرد . در آن موقع می توانست آلمانی را بسیار روان و سلیس صحبت کند .هر دوی این تجربه ها تأثیرات زیادی بر زندگی شغلی او در آینده گذاشتند .



لوکوربوزیه ، در اواخر سال 1911 به کشورهای بالکان رفت و از یونان و ترکیه نیز دیدن کرد . دفترچه ای از اسکیس های او در این مسافرت ، حاوی طرح هایی از معبد پارتنون ، به خوبی اثبات کننده ی تأثیرات ارائه شده در کار بعدی او به نام ورس اون آرکیتکچر (Vers Une Architecture) در سال 1923 بود .
او در سال 1916 و در سن 29 سالگی برای همیشه به پاریس نقل مکان کرد و در سال 1920 ، لقب لوکوربوزیه را که اسم پدربزرگ مادری اش بود به عنوان اسم مستعار خود انتخاب کرد .

لوکوربوزیه در طرح های خود بسیار تحت تأثیر فضای کلی شهری و سیستم شهرنشینی منطقه به منطقه بود که به کارش جذابیت بالایی می بخشید . او همچنین عضو انجمن بین المللی معماران مدرن شد .
او یکی از اولین کسانی بود که در زمان خود تأثیر ماشین را ، انباشتگی انسان ها بیان کرد ! او این مطلب را چنین توضیح می داد که در آینده ، شهرها حاوی آپارتمانها و ساختمان های بزرگی خواهند شد که هر کدام به طور مجزا ، گویی در کنار بقیه پارک شده اند . تئوری ها و طرح های لوکوربوزیه خصوصا ً توسط صنف ساختمان سازان کاملا ً مورد قبول قرار می گرفت ، چنان که لوکوربوزیه می گفت : به طور قانونی تمام ساختمان ها باید سفید باشند . و دیگر معماران از این گفته پیروی می کردند و از هر گونه تزئینی به شدت انتقاد می کردند . لوکوربوزیه از ترکیب های بزرگ منظم در شهرها همواره با عبارت های خسته کننده و ناهماهنگ با افراد پیاده در شهر ، یاد می کرد . پلان شهری برزیل نیز بر همین ایده های او بنا شده بود .

آخرین آثار لوکوربوزیه بیان کننده ی یک برداشت پیچیده از فشارهای مدرنیته در زمان خود بودند ولی در عین حال طراحی های معماری شهری او دارای حالت استهزا و انتقادگرایانه هستند .

 

 

فیزیک و معماری ; معماری فیزیکی

امروز این عکس رو توی یک کتابی با نام :

].Le.Corbusier.1910-65.-.Gustavo.Gili.(spanish).]

دیدم. نابغه فیزیک قرن 20 در کنار نابغه معماری قرن 20 -آلبرت انیشتن در کنار لوکوربوزیه- داستان از چه قرار بوده به نظر شما 1سیاستمدار قوی 1 معمار 1 نقاش 1 شهر ساز 1 تئوریسین معماری وشهرسازی قرن20 در کنار 1 فیزیکدان 1 ریاضیدان 1 منجم 1تئوریسین فیزیک 1دانشمند هسته ای چه کار می کرده . یا چرا باهم عکس یادگاری انداختن . خوب شاید آنها باهم دوست بودند دوست دوران مدرسه یا چمیدونم هم محله ای . مطمئنن هم محله ای نبودن  چون انیشتن امریکایی و لوکوربوزیه سوئیسی الاصل . یا شاید هم مدرسه ای و هم کلاسی که اون هم احتمال کاملا بعیدی است .

در مورد نقش انیشتن در ریاضیات و فیزیک همه ما کم و بیش داستانهایی از دوران ابتدایی و دبیرستان در ذهن داریم ولی لوکوربوزیه رو کمتر در دوران ابتدایی و دبیرستان یا شاید اصلا چیزی از او نشنیده بودیم .

 انیشتن را پدر فیزیک نوین میدانند و لوکوربوزیه را پدر معماری نوین .

خوب اینم وجه اشتراک برای گرفتن عکس یادگاری .

لوکوربوزیه در کنار میس وندروهه آلمانی رو بعنوان پرچمداران معماری مدرن می دانند .لوکوربوزیه بیش از هر معماری یا هر شهر سازی در تاریخ معماری وشهرسازی اثر گذار تر و مبهم تر بوده او  ستاره پرفروغ آسمان تاریخ معماری وشهرسازی است اما خورشید نیست . او بود که مبانی ضعیف تئوری معماری  را دچار یک تحول کرد ومبانی معماری را پیش برد در مورد او میتوان گفت که او را نمی توان به عنوان یک مانیریسم در عرصه هنری نام برد چون تمام کارهایی که او بعنوان معمار یا نقاش یا مجسمه ساز انجام داده تمام یک جرقه است و تمام خلق است  بر خلاف معماران و نقاشان پست مدرینته که دچار یک مانیریسم هنری هستند  لوکوربوزیه سالهای 1910-65 را می توان شعله های پرفروغ معماری دانست که بیش از پیشینیان خود ساخته و در عرصه تئوری معماری و شهرسازی چیزی که هم معماری امروز و هم شهرسازی امروز در آن ضعیف اند به سوزاندن و جولان دادن پر داخته در عرصه شهرسازی میتوان از تئوری تا اجرای شهر های عمودی یا همان مدرن آربنیسم . یعنی همین برج های قول پیکر و بی شاخ و دم شهرهای امروزین ما  را لوکوربوزیه عهده دار آن بوده و او مرد شماره یک تمامی این جریانات است .

یا در معماری با آن --vila saoyeا  اندیشه ماشینی بودن انسان و زندگی آن را بهتر از هر شخص دیگری وگویا تر از هر چیز  دیگر به زبان الکن معماری بیان کرده و یا اندیشه دین در مقابل مدرنیته در کلیسای رونشان چگونه دین را به چالش میکشد و چگونه فردی غیر مذهبی استادانه و در لفافه ای حزین و لامقدار به نام معماری فضایی مذهبی را به وجود آورده . او علاوه در معماری یا شهرسازی   او یک سیاست مداری قوی بود او بازی سیاست را خوب میدانست او در این زمینه حتی از انیشتن هم باههوش تر و چندین پله از او جلو تر بود در قدرت سیاسی او همین بس که او رای ایستادن در مقابل استالین را هم در سر پروراند.

با تمامی این احوالات همان طور که پیش تر قلم زدیم او یک ستاره پر فروغ بود ولی خورشید نبود  فقط خورشید است که می ماند ستاره ها چه پر فروغ چه کم فروغ محتوم اند  به نابودی به رفتن .

حالا بگذارید ماجرای عکس انداختن او در کنار پدر فیزیک مدرن را بگویم در اواخر سالهای کار مدرنیته در دنیای معماری در فیزک اتفاقات نگران کننده و پر ابهامی افتاد  اتفاقاتی که دانشمندانی چون یانگ انیشتن بور بوهر و... دیگر توانایی تجزیه و تحلیل این شبهات را نداشتند گویی فیزیک دچار یک دگر گونی شده بود  که دیگر با مفاهیمی که تا کنون با آن پدیده ها و واکنش  را برجورد میکردند و تجریه تحلیل میکردند جواب نمبداد  عناصری در جدول تناوبی سر بر آورده بودند که گویی فلز اند اما مایع اند یا گاز اند گویی آنانن گاهی هستند و گه نیستند  ره در دنیای فیزیک چندان روشن نبود لوکور بوزیه با هوش از این تحولات نا اگاه نبود او در همین سالها بود که به انیشتن نزدیک شد تا سرانجام جنبشی را که خود لیدر آن بود را ببیند . او از سرانجام آگاه شده بود بعد از گفتگوی هایی که با انیشتن داشت .و این پایان یا مرگ مدرنیته زود هنگام بود حتی زمانی که خبری از آقای چارلز جنکس نبود او فهمیده بود به همین علت او در اواخر کار حرفه ای حود گرایش به نقاشی یا مجسمه سازی را نشان داد و نوسنالوزی مدرنیته را  در نقاشی های حزین خود به نمایش گذاست او بازهم تا اینجا  به مراتب هوشیار تر از البرت عمل کرد و خود را کم کم به حاشیه روانه کردو خود به تفنن با نقاسی و مجسمه سازی  مدرن میکرد ولی آلبرت هنوز در راس تحولات فیزیک مدرن بود او توانست سالهای بعد  که دیگر از لوکوربوزیه و حرکت مدرن او خبری نبود تمامی مشکلات را بر طرف کند و به عنوان پدر فیزیک مدرن یا اتمی خود را مطرح کند  درست ا ست او  مرد بزرگی بود ولی هنوز مثل  کودکی خود خنگی و کودنی را در بر خورد با سیاستمداران قدرت طلب در برخورد با نبرویهای ازاد شده در واکنش میان عناصری چون .....(شما بهتر از من میدانید ) را در پیش گرفته بود لوکور بوزیه موقعیت شناس خوبی بود ولی انیشتن اصلا اینگونه نبود  او اصلا به لحاظ سیاسی قدرت چندانی نداشت او در اواخر بیشتر به ملعبه ای در دست کانونهای قدرت قرار داشت . می ماند او و دانش اتمی او گندی را بالا آوردند به نام فاجعه بمبهای هسته ای که در هیروشیما این فاجعه این دمل چرکین سر باز کرد. و چرکهای زهر آسای خود را تا نسلهای بعد بر جای گذاشت .البته در اواخر عمر  انیشتن ریاست مجمع منع گسترش سلاحهای هسته ای را داشت و تلاش بسیاری برای منع  گسترش تسلیخات هسته ای کرد ولی چه حاصل که آب رفته از جو را دیگر نمی توان برگرداند.باید به عنوان یک دانشجویی معماری اقرار کنم که معماری طفیلینه ای از مادر  خود یعنی فیزک بوده و هست و تحولات فیزیک مدرن و ستارگان و کیهانها بعدها در حرکتی که آقای چارلز جنکس به عنوان سردرمدار معماری پست  مدرن – پسا ساختارگرا- از آن به عنوان حسرت برای جنبش یاد می کرد بیشتر و بیشتر آشکار شد در معماری هایی همچون دیکانستراکشن یا معماری پرش کیهانی.

 اما شما بگوئید کدام باهوش تر بودند .

انیشتن یا لوکوربوزیه ؟

من جواب این سوال را نمی دانم به درستی ولی این را خوب میدانم که هر دو استعداد فوق العاده ای در نقاشی داشته اند. خودتان قضاوت کنید:

.............................................................................................................

 

طرح لوکوربوزیه

با توجه به عصرماشین ودرنظرگرفتن نیازهای جوامع شهری دردوران پس از انقلاب صنعتی ، ((لوکوربوزیه)) طرحی را دررابطه با ساخت شهرها درسال 1922 ارائه داد.درطرح لوکوربوزیه، بخش مرکزی شهرپاسخگوی مناسبی جهت تراکم ترافیک شهر بشمار می رود وجابجایی مردم را میسر می سازد که درآن فضای سبز وفضای باز به اندازه کافی است. وی طرح خود را برای یک شهر پرجمعیت ارائه داده است.جمعیتی که یا درشهر زندگی کرده ودرهمان جا کار می کنند ویا ساکنین حومه ها بوده که دربیرون شهر کار می کنند وبالاخره کسانی که درشهر کار کرده ولی بیرون شهرها زندگی می کنند.

شهر یک مرکز تجاری محسوب می شود وبایستی نقشهای خود را درفضای فشرده ومتراکم ایفا کند. دراین طرح به سبب نیاز فراوان به هوای تازه ،فضای بازبه میزان کافی تعبیه شده وتوسعه عمودی شهر نیز درقسمتی ازآن دارای اهمیت خاصی است.


 

درطرح لوکوربوزیه با توجه به سیستم ترافیک سه نوع راه دیده می شود:

راههای مخصوص تمرکز ترافیک سنگین وپخش کالا

شبکه ای از خیابانهای اصلی

پلهای محکم

دراین طرح یک سیستم خط آهن نیز جهت شهر درنظرگرفته شده وهمه خطوط آهن نیز به ایستگاه مرکزی درقلب شهر منتهی می شود. دراطراف ایستگاه دریک پارک بزرگ، ساختمانهای اداری چند طبقه قرارگرفته است وفروشگاهها ومغازه ها نیزدرهمین محل فعالیت دارند.درمجاورت این منطقه ساختمانهای عمومی وادارات دولتی قراردارند .پس از آن پارک دیگری استقرار می یابد که جهت توسعه های بعدی مرکز شهر درنظرگرفته شده است ، وبیشتر به صورت مساکن چند طبقه است . منطقه صنعتی شهر وایستگاه کالاها بوسیله فضاهای سبز وزمینهای باز ازشهر جدا می شوند.

درطرح لوکوربوزیه، تراکم جمعیت درقسمتهای مسکونی 3000 نفر درهکتار درنظرگرفته شده که فقط 5% ازسطح کل زمین ناحیه ای را که درمیان فضای باز طراحی شده، اشغال می نماید. آپارتمانهای مسکونی 8 طبقه نیز، با تراکم 300 نفر درهکتار درنظرگرفته شده اند.

 

در تاریخ معماری 2 ویلا هستند که جزه

|لينك ثابت| نوشته شده توسط امید در ساعت 02:29 ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

مصالح

پیشینه
توليد بتن سبك در ايران تا سالهای اخیر به صورت سنتی با استفاده از دانه‌های سبكی چون رس شكفته، سنگ پا، پوكه معدنی و يا بتن‌های گازی توليد می گردید كه هرکدام معايبی از نظر جذب رطوبت، تخريب طبيعت و محدودیت عرصه كاربرد، دارا می ‌باشند. اما امروزه با تزريق هوا در داخل اختلاط ماسه و سيمان، امکان سبک نمودن وزن آن هرچه بيشتر فراهم و اختلاط‌های كم‌ وزن (300 تا 1700 كيلوگرم بر مترمكعب) تحت نام بتن سبك هوادار Foamed Concrete توليد می‌گردد.

بتن سبك هوادار (فوم‌بتن) از سال 1923 ميلادی در آمريكا و هلند و بعدها در آلمان مورد توجه قرار گرفته و توسعه وسيع آن از سال 1980 توسط شركت Voton با همكاری دانشگاه‌های آلمان و دپارتمان‌های مربوطه انجام یافته است. آقای كريستوفر الكساندر از جامعه آكسفورد‌پرس در كتاب “A Pattern Language” متذكر می شود: «ما مطمئن هستيم كه بتن سبك هوادار بتن آينده جهان خواهد بود.»

در حالیکه در کشورمان ايران، استفاده از محصولات سنتی (آجر فشاری، بتن معمولی، چوب و ...) ، بدون توجه به تخريب طبيعت زیبا (تبديل خاك رس ،به مثابه طلای قرمز، به مصالح ساختمانی) و بلايای طبيعی همچون زمين‌لرزه، آتش‌سوزی، اتلاف منابع انرژی پایان پذیر و ... صورت می گیرد، جامعه مهندسی جهان به اين مهم دست یافته است كه برای داشتن نگاهی دقيق به پايداری سازه‌ها - با عمر مفيد حداقل 500 سال- باید از مصالح مرغوب ديگری استفاده نموده و مسكنی كه دارای خصوصيات ضد آتش، ضد پوسيدگی و حشرات، عدم جذب رطوبت، جذب صوت، عايق حرارت، مقاوم در برابر يخ‌ زدگی و راحت و مدرن با عمر قرن‌ها تولید نماید. در این راستا اغراق نیست اگر ادعا شود که تفکر حاضر با شناسايی بتن سبك هوادار “Foamed Light Weight Concrete” به واقعيت پيوسته است.

بتن سبك هوادار
عمده بتن معمولی توليد شده در وزن kg/m32400 می‌باشد كه با داشتن وزن سنگين، اجرای سخت، عدم هماهنگی با سيستم‌های تأسيسات حرارتی و برودتی و از همه مهمتر با خاصيت جذب بسيار بالای آب، هميشه سرد و نمدار بوده و دارای معايب بسيار دیگری می‌باشد. مقاومت در مقابل يخ‌زدگی و عدم جذب رطوبت این نوع بتن، در صورت افزودن مقدار 7% هوا بدان، تقويت شده، اما هرگز نمی تواند به جای بتن سبك هوادار استفاده گردد.

بتن سبك هوادار ماده‌ای هماهنگ و سازگار با طبيعت است كه تنها با مواد سنگی و سيمان توليد می گردد؛ بطوریکه با 1 مترمكعب از مواد فوق، 2 مترمكعب بتن بدست می‌آيد و از اين طريق، توان صنعت ساخت و ساز 2 برابر می‌گردد که این ویژگی موجب توجه اغلب متخصصين عرصه ساختمان به سوی آن شده است. اين محصول در حالتی كه هنوز گيرش نكرده به صورت مايع و به رنگ سيمان بوده و پس از خودگيری به رنگ خاكستری در می آيد.

وجود هوای فشرده به شكل حباب‌های كوچك، همگن و يكنواخت در داخل بتن هوادار و دهها مزايای مختلف دیگر در اين محصول، توسعه استفاده از آن را در صنعت ساختمان بسيار مورد توجه قرار داده است؛ بطوریکه این محصول بدلیل ویژگیهای بی مانندی در عرصه معماری، تنوع اختلاط، خصوصيات شيميايی، مهندسی سازه و تكنولوژی اجرا، اغلب استانداردهای مصالح ساختمانی مورد توجه دنيا را دارا می باشد. خصوصياتی از قبيل مقاومت در مقابل آتش، کاهش مصرف مواد اولیه، همسازی با طبيعت، بازيافت ضايعات و پاكسازی محيط زيست، موجب کسب جايگاه بسيار مناسبی در صنعت ساختمان برای بتن سبك هوادار با تركيباتی از آب و تيپ‌های مختلف سيمان، مواد سنگی سيليسی و مواد كف‌زای غيرپروتئينی -همگی مطابق با استانداردهای ويژه صنعتی- می‌باشند.

شركت پاسارگاد سبک سازه
شركت پاسارگاد سبک سازه، با درك نيازمندی‌های صنعت ساختمان كشور، اقدام به راه‌اندازی خط توليد قطعات پيش‌ساخته بتن سبك هوادار ،ملقب به بتن آينده جهان، تحت نام تجاری PSS نموده و مفتخر است برای اولين بار، قطعات پيش‌ساخته بتن سبك را بصورت سيستم های منطبق با روشهای اجرايی، نماسازی و اندودكاری در ايران توليد نماید. در معرفی بتن سبك هوادار تولیدی این شرکت متذكر می‌گردد که محصول حاضر دارای بافتی بسيار زیبا و کارا ،بدون شباهت به بافت بتن ساخته شده با مواد پروتئينی، بوده و با دانسيته و مقاومت‌های فشاری متفاوت دارای دامنه كاربرد وسيعی چون بلوك‌‌های ديواری، پانل‌های ديواری، پانلهای كف و سقف، پوشش معابر، پوشش سطوح فرودگاهها، جاده‌ها و كانالها، پوشش لوله‌های آب، گاز و فاضلاب، پركننده هر نوع بلوك ديواری و سقفی، پل‌سازی و سدسازی، ديوارهای حائل، پركننده ديواری 2 جداره و سازه‌های زيرزمينی و ... می‌باشد.

نظر به اينكه بتن سبك هوادار ماده ای ايده‌آل برای توليد مصالح ساختمانی است؛ شركت پاسارگاد سبک سازه در اولين گام، خط توليد قطعات ديواری، سقفی و كفی را برای ساختمان راه‌اندازی نموده و اميد فراوان دارد تا گام حاضر در پيشبرد صنعت ساختمان كشور مؤثر واقع شود. 

گرفته شده از معماری سمای مهاباد

آرک نویز
 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط امید در ساعت 02:15 ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

saman

سلام وبلاگ سامان از امروز شروع به کار میکند.
|لينك ثابت| نوشته شده توسط امید در ساعت 02:04 ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد


persianstat(10044009,0);